Uncategorised

چرا انرژی صلح آمیز هسته ای نمی خواهیم؟!، نویسنده حیف یزدانی پور

Yazdani Hanif انرژی هسته ای صرف نظر از صلح امیز بودن و یا نبودن آن، به ابر بحرانی تبدیل شده است که هستی و نیستی ایران و مردمش را با خطر نابودی مواجه کرده است.
 
جدای از تمایل رژیم حاکم بر ایران به بحران سازی و کش دار کردن ابر بحران ها، چه چیزی دیگری باعث شد که این ابر بحران، به چنین وضعیت وخیمی منجر شود؟
 
نا آگاهی و نا آشنایی مردم و اپوزیسیون با مفاهیم بنیادی در زمینۀ انرژی، از دلایل اصلی موفقیت رژیم در ایجاد و ادامه دادن این ابر بحران بوده اند. متأسفانه، به دلیل سرکوب شدید، جامعه دانشگاهی ایران، هیچگاه نتوانسته است به صورت شفاف و با روشی علمی، درباره ی انرژی هسته ای، نظر بدهد. تک چهره هایی هم که در خارج از کشور در این باره صحبت می کنند، صدایشان در میان انبوه به اصطلاح روشنفکران نا آگاه، گم می شود. در این مقاله، سعی می کنم از موضع یک ایرانی که وطن و مردمش را دوست دارد و همزمان مخالف سیاست بحران زای رژیم از یک سو، خط مذاکره با غرب توسط معتدلان و اصلاح طلبان از سوی دیگر، و در نهایت خط تحریم و جنگ از سوی بخشی از اپوزیسیون، به نقد و بررسی ابر بحران انرژی اتمی و راهکار آن، بپردازم.
 
یکی از مفاهیم پایه که هر دانشجوی رشته ی انرژی با آن آشنا می شود، "استقلال انرژتیک" است. بدین معنی که انرژی مصرفی در یک کشور، به چه نسبتی از انرژی اولیه ی موجود در آن کشورۀ تأمین می شود و چقدر از انرژی مصرفی، از خارج وارد می شود؟ انرژی اولیه، شامل انرژی خام، مثل باد، آفتاب، گاز و نفت و اورانیوم و ... است که در آن کشور موجود هستند.
 
با توجه به اینکه استقلال انرژتیک، یک مقوله ی استراتژیک است، همه ی کشورها، سعی می کنند، وابستگی خود به خارج را کمتر کنند.
 
یکی دیگر از مفاهیم پایه در مدیریت انرژی، "تنوع انرژتیک" است. بدین معنی که یک کشور می کوشد تا منابع تولید انرژی اش را متنوع کند، تا اگر دسترسی اش به یک نوع از انرژی، به هر دلیلی محدود شد، بتواند از سایر روش ها، انرژی مورد نیازش را تولید کند.
 
حال سؤال اصلی درباره ی انرژی هسته ای صلح آمیز– تولید برق هسته ای- در ایران این است که آیا انرژی هسته ای، استقلال انرژتیک ایران را تأمین می کند، و یا تهدید؟!
 
پاسخ صریح این قلم به این سؤال این است که انرژی هسته ای، نه تنها استقلال انرژتیک کشورمان را بهتر نمی کند، که حتی در ضدیت با این اصل مهم است. کشور ما فاقد منابع غنی اورانیوم است. تنها برای ساخت و نگه داری نیروگاه بوشهر، سال هاست که وابسته به روسیه شده ایم. از سوی دیگر منابع و معادن اورانیوم در اختیار کشورهای قدرتمند غربی هستند، و لذا حتی اگر ما چندین نیروگاه برق هسته ای داشته باشیم، بیشتر و بیشتر به آنها وابسته می شویم! این درحالی است که با وجود منابع گاز و نفت بسیار زیاد، ایران به راحتی می تواند نیاز انرژتیک را برطرف کند. به طوری که نه تنها از نظر انرژی مستمل باشد، که حتی انرژی سایر کشورهای همسایه را نیز تأمین کند. لازم به ذکر است که بهره وری اکثر نیروگاه های گازی ایران، به دلیل فرسودگی، بسیار پایین است. لذا استقلال انرژتیک، حکم می کند که در درجه ی اول، سیاست انرژی کشور برای نوسازی، به سازی و ساختن نیروگاه های جدید، بر اساس نفت و گاز باشد که در کشور موجود اند. بسیار غمگینم که پیگیری اب ربحران اتمی، توسط رژیم، باعث شده است که بهره برداری از منابع نفت و گاز، مختل و حتی در مواردی، تعطیل شود. برای مثال، در میدان مشترک پارس جنوبی که در آن با قطر شریک هستیم، قطری ها با سرمایه گذاری بسیار، بسیار بالا، در حال بهره برداری اند و سهم ایران تقریبا صفر است ...
 
تا اینجا متوجه شدیم که ابر بحران انرژی اتمی، استقلال انرژتیک کشور را به دو دلیل تهدید می کند. اول اینکه منابع اورانیوم در ایران وجود ندارند، و بازار اورانیوم در اختیار غرب است. و دوم اینکه تحریم های کمر شکن، باعث شده اند، بهره برداری از منابع گاز و نفت هم، با اختلال شدید مواجه شود.
 
اما ممکن است تعدادی از هموطنان بگویند که افزودن انرژی صلح آمیز هسته ای به سبد انرژی کشور، باعث تنوع انرژتیک کشور می شود و انرژی اتمی در آینده، بعد از تمام شدن نفت و گاز، احتمالاً می تواند به منبع اصلی انرژی تبدیل شود. در پاسخ به این ادعا باید گفت، اولاً کشور ایران با وجود آفتاب و باد و ساحل فراوان، به راحتی می تواند در زمینه ی انرژی های تجدید پذیر و پاک، در موافقت با توافق نامه ی پاریس، سرمایه گذاری کند. این نوع انرژی ها، نه خطرات انرژی هسته ای را دارند، و هم باعث بالا رفتن استقلال انرژتیک می شوند. از سوی دیگر ایران با سرمایه گذاری گسترده می توانست، در سطح جهانی، الگویی برای سایر کشورها باشد.
 
ندانستن این مفاهیم پایه ای، باعث شد که رژیم بتواند، شعار ناسیونالیستی "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" را تا آنجا جا بیاندازد که عده ای از مردم و حتی روشنفکران نیز آنرا تأیید کنند. همین نا آگاهی بود که باعث شد، اکثریتی موافق توافق برجام شوند. درحالی که راهکار اصلی و نهایی ابربحران اتمی ایران بر اساس آنچه در بالا آمد، توقف سیاست دستیابی به انرژی هسته ای و سرمایه گذاری حتی در انرژی صلح آمیز هسته ای، است. حتی اگر کشور، بنا به دلایلی که بر صاحب قلم مشخص نیست، بخواهد به برق هسته ای به صورت گسترده دست پیدا کند، این مسئله باید از طریق نهادهای دانشگاهی و تحقیقاتی، در فضای شفاف و غیر امنیتی، بررسی و تأیید شود.
 
در خاتمه باید بگویم که حل ابرب حران انرژی هسته ای، نیاز به دقت، دانش و مواضع شفاف دارد. گفتن اینکه انرژی هسته ای، حق ما است– ولی ما سایر حقوق هم داریم-، باعث می شود، رژیم بلایی را که سرمان آورده است را ادامه بدهد. حتی انرژی صلح آمیز هسته ای، آنچنان که در بالا دیدیم، در تطابق با حقوق و استقلال انرژتیک کشور نیست، لذا حق نیست، چه برسد به حق مسلم، بلکه وسیله ای است برای ادامه ی حکمرانی رژیم، و خسارت زدن به مردم و کشور. در نتیجه، دفاع از مذاکره، برجام و ...، تنها به بدبختی ای می انجامد که در آن گرفتار شده ایم. بهترین موضع این است که ما انرژی هسته ای، حتی صلح آمیز نمی خواهیم، و مجریان و تصمیم گیران این ابر بحران، مقصرند و مجرم.