Uncategorised

ژاله وفا : وضعیت سنجی ۳۷۸-نقش اندیشه بنی صدر در حیات ملی ایران

 banidars esteghlal azadi mardomsalarieنوشتن در مورد استادی ارجمند ودوست و همراهی مبارز که نزدیک به 42 سال با طرز فکر ایشان آشنا بوده و40 سال آن دوران را افتخار آشنایی وهمکاری نزدیک مداوم و تلمذ وشاگردی در محضر آن راد مرد بزرگ تاریخ ایران را داشته ام ،آنهم در چینن زمانی که آن نگاه مهربان پدرانه ودر عین حال تیز و بیدار وی را جز در خاطر نمی توانم نظاره نمایم ، برای اینحانب بسیار سخت است.

حقیقت حالم را در واقع این شعر سعدی به درستی وصف می کند:

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

هر چند آقای ابوالحسن بنی صدر درشنبه 17 مهرماه 1400 به رحمت ایزدی پیوستند ،اما از آنجا که ایشان الگوی امید و ارج گزاری به حیات و زندگی و ارزشمندی آن برای اینجانب و به ضرس قاطع برای همه یاران و همراهان وی بوده است ، اکنون نیز با حس حضورحی و حاضر وی در پهنه هستی که نیستی بدان راه ندارد ، سطوری را به وضعیت سنجی اصول اعتقادی وی و منش و اهداف وی اختصاص می دهم .

 

زیرا اندیشه بنی صدر نقش اساسی و بسزایی در حیات ملی ایران داشته است.از اولین ریاست جمهوری تاریخ ایران گشتن و مورد وثوق اکثریتی از جامعه ایران واقع شدن تا حضور وی در جبهه های دفاع از خاک وطن و فرماندهی و سازماندهی این دفاع شرافتمندانه و  پی گرفتن مشی استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی بر میزان عدالت گرفته، تا دفاع از حقوق مردم ایران در مقابله با استبداد نو پا ، از دفاع از اهداف انقلاب مردم و آنقلاب را داشته بس مهم مردم ایران  و نه متعلق به استبدادیان غاصب دانستن، تادفاع از تمامیت ارضی وطن در مقابل فروش آن در پی زدو بنداستبدایان با قدرتهای بیگانه ، از تدوین حقوق پنجگانه و قانونی اساسی بر مبنای این حقوق پنجگانه و باقی گذاشتن میراثی بس گرانبها برای نسل امروز و نسلهای آینده وطن تا آینده ایران بر مبنای حقوق انسانی و شهروندی و ملی و نقش حقوند و ایسته ایران در جهان و حفظ حقوق طبیعت شکل گیرد، تا محور وفاق ملی برای استوار نگاه داشتن وطنی حقوند برای همه شهروندان ایرانی گشتن و... همه و همه شهادت آشکار و مبینی بر نقش گذشته و حال وی در تاریخ معاضر ایران و بخشی از واقعیت بس ارزشمند حیات ملی ایران و ایرانیان  و نیزنقش بسزای وی در شکل گیری چندو چون حیات ملی آینده ایران  می دهد.

   اولین شماره وضعیت سنجی ، به تاریخ 24 اسفند 1392 انتشار یافت.سه ماه بعد در16 خرداد 93 زمانی که آقای ابوالحسن بنی صدر به اینحانب ،پیشنهاد همکاری با ایشان را دربخش وضعیت سنجی سایت انقلاب اسلامی در هجرت مطرح کردند ، افتخاری بود و نیز مسئولیتی سنگین که با جان ودل پذیرا شدم.

 

دغدغه ایشان همواره سنجش موقعیت وطن در چهار بعد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و نیز افکار و وضعیت مردم کشور و سنجش موقعیت آنها بود .

از اینرو در محضر درس وی اصول و قواعد مورد نظر وی را در چگونگی نگارش وضعیت سنجی علمی فرا گرفتم. آموختم که نگارش وضعیت سنجی از دید وی ویژه گیهایی دارد که با نوشتن مقاله فرق دارد.از وی آموختم که :

وضعیت سنجی از دید وی حاصل شناسایی امرهای واقع و در رابطه قراردادن آنها به ترتیبی است که امرها خود زبان بگشایند و واقعیت را همانسان که واقع شده است گزارش کنند. زمان و مکان یک وضعیت سنجی از دید وی

1-هم زمان و مکانی است که، در آن، وضعیت سنجیده می شود و

2-هم زمان و مکان مداومی است که گذشته و حال و آینده را در بر می گیرد.

بنابراین، یک وضعیت سنجی را هر زمان بخوانیم، می باید آن را شناسایی وضعیت همان زمان بیابیم. یعنی آن وضعیت سنجی ما را از وضعیت زمانی که در آن قرار داریم آگاه سازد.

اما چون رابطه های امرهای واقع مستمر، بنابر مداخله رویدادها که می توانند امرهای واقع مستمر نباشند، تغییر می کنند و اطلاعها وداده ها نیز می توانند صحیح نباشند. بدینخاطر است که وضعیت سنجی به دقتی تا حد وسواس و شکیبایی بسیار در تناقض زدایی از اطلاعها و داده ها و شناسایی رویدادهای تغییر دهنده یک وضعیت، نیاز دارد.

روش علمی و تجربی بایستی روش نگارش وضعیت سنجی باشد چرا که وضعیت سنجی صرفا برای شناسایی پدیده ها نیست، بلکه باید این امکان را به ما بدهد که راهکار و یا راهکارهای بایسته را بیابیم و پیشنهاد کنیم و نیز باید بتوانیم بکاربرنده راهکار را نیز بیابیم.

هر راهکاری را هرکس یا هر مقامی نمی تواند بکار برد.چنانکه مسئله ساز، مسئله حل کن نمی شود . بعنوان مثال نظام استبداد دینی حاکم بحران ساز است و انتظار حل بحران از وی بیهوده است و ناممکن. بسیار اتفاق می افتد کس یا جمعی که توانا به بکاربردن یک راهکار است یا هستند، بدان تن نمی دهد یا نمی دهند. از اینرو است که وضعیتهایی که حاصل و نتیجه ویرانگریها و  خود نیز آبستن ویرانگریها می باشند، استمرار می جویند. از اینرو مسئولیت وسایل ارتباط جمعی منجمله سایت ما در این زمینه بسیار سنگین است. زیرا هم باید جریان آزاد اندیشه ها و دانش ها و داده ها و اطلاع ها را برقرار کنند و هم توانایی و مسئولیت کس و کسانی را مرتب خاطر نشان کنند که توانا به بکاربردن راهکارها برای تغییر هستند.

با دقت بر روی روشهای بکار گرفته شده از طرف وی در بیش از16 وضعیت سنجی که به قلم وی انتشار یافتند ،اهمیت روش نگارش و نیز دقت نظر وی را بیشتر و بهتر درک می کردم. سه ماه بعد در تاریخ 16 خرداد 1393 با نگارش وضعیت سنجی هفدهم تحت عنوان پرونده پر فساد و پر رشوه قرارداد کرسنت همکاری خود را با ایشان در بخش وضعیت سنجی آغاز کردم و تا به امروز ادامه دارد که حاصل این همکاری که سهم عمده آن برعهده ایشان بود، ازتاریخ 24 اسفند 1392 تا تاریخ 18 مرداد 1400 غالب بر 14 جلد کتاب گردیده است.

در چند ماه اخیرکه آقای بنی صدرخود بعلت بیماری متاسفانه قادر به نگارش وضعیت سنجی نبودند،ایشان مسئولیت نگارش وضعیت سنجی را درسایت انقلاب اسلامی در هجرت برعهده اینجانب قرار دادند.

از آنجا که زندگی پر بار آقای بنی صدر بعنوان یک ایرانی و اندیشه و فعالیت های همه جانبه ایشان در بعدهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی امر واقع را در تاریخ گذشته و حال وآینده وطنمان ایران بطور مستمر را تشکیل و نشان می دهد ؛ در این شماره به وضعیت سنجی بخشی ازاصول اندیشه بنی صدر که درتحولات کشور نقش بسزایی داشته است می پردازم که بخشی از  آن را درجلسه ای که  در 21 مهر 1400به دعوت سازمانهای جبهه ملی در ایران درکلاب هاوس از اینجانب جهت سخنرانی در باره اندیشه اقای بنی صدر شده بود ، ایراد کردم .

 

حضار محترم حاضر در جلسه ضمن عرض درود و سلام خدمت یکایک شما هموطنان عزیز

 

از اینجانب ازطرف سازمانهای جبهه ملی ایران محبت شده و دعوت بعمل آمده است که در این جلسه در فرصتی که در اختیارم است در باره نظرات اقای بنی صدرصحبت کنم .ضمن سپاس ازدعوت کنندگان و مجریان جلسه و با عرض سلام خدمت سایر سخنرانان محترم ، قبول بفرمایید که برای اینجانب که نزدیک به 42 سال با طرز فکر ایشان آشنا بوده و40 سال بطور نزدیک و مداوم افتخار اشنایی با ایشان و همکاری با آن مرد بزرگ تاریخ ایران را داشته ام آنهم در چنین روزهایی بسیارسخت است که در این زمان کوتاه 15 دقیقه ای بتوانم حق مطلب را در باره اندیشه ایشان آن جور که شایسته است بجای آورم.

از آنجا که اینجانب در دل ،ایشان را همواره زنده و حاضر و شاهد حس می کنم با حس این حضور ،در باره درکی که از اندیشه پر بار ایشان داشتم اندکی سخن می گویم.

 

بنی صدر یک ایرانی بود و ماند و متعلق به همه ایرانیان بود و هست و خواهد ماند.

اگر بخواهیم اصول اندیشه آقای بنی صدر را به بازگو نماییم ؛بایستی به منظومه فکری ایشان که در بیش از 73 جلد کتاب و بیش از2000 مصاحبه گرد آورده شده است، رجوع گردد.

هنر بزرگ بنی صدر ارائه یک مکتب فکری منسجم و تدوین شده می باشد .تدوین و تدقیق این اصول هدف اصلی زندگی فکری وی را تشکیل می داد و حاصل عمر پر بار وی است و میراث بسیار ارزشمندی است که به نسل امروز ونسلهای آینده ایران جهت مطالعه در اختیار آنها قرار داده است تا چنانچه صحیح یافتند ضمن حق نقد به روش تجربی آنرا بکار گیرند.

از جمله مواردی که در باره آنها تحقیقات ژرف ومفصلی انجام داده است و کتابهای متعددی را در آن زمینه به نگارش در آورده است :

تبیین دینامیزمهای روابط سلطه -زیر سلطه و اهمیت اقتدا به اصل موازنه عدمی در بر هم زدن این رابطه است.

عمل سیاسی آقای بنی صدر در عنفوان جوانی و ازدوران دبیرستان و دانشجویی با نظریات و عمل سیاسی دکتر محمد مصدق بر اساس درک موازنه عدمی عجین شده بود.از همان دوران آقای بنی صدر در مبارزه با سلطه ، برهم زدن روابط سلطه -زیر سلطه را با تحقیق بر روی دینامیزمهای روابط سلطه و زیر سلطه پیشه کرد .

وی در مبارزه با روابط سلطه / زیر سلطه که با اندیشه راهنمای مبتنی بر قدرت شکل می گیرد ، تکیه براصل موازنه عدمی و یا به دیگر سخن توحید را ضرور میداند و ضمن بدست دادن تعاریف این اصل خصوصا در کتاب موازنه ها ، نحوه کارکرد این اصل را در زندگی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه را نیز بدست داد.

و مسلما تمام تلاشش این بود که روابط سلطه - زیر سلطه در سطح جهان بر هم خورد ، زیرا بدون کوشش فراگیرهمه بشریت موفق شدن در این زمینه تنها در ایران کفایت نمی کند ( سه جلد کتاب در زمینه رشد و عدالت اجتماعی و نیز کتاب بیان استقلال و ازادی ایشان بیانگر همین مساله است )اما مسلما ایران می تواند پیشتاز و بالتبع الگوی این مبارزه در منطقه و چه بسا جهان باشد . چراکه اصل موازنه عدمی به معنای رهایی از هر قید و بندی که قدرت بر اندیشه و دست و پای انسانها می زند، وجولان عقل در فراخنای آزادی و تکیه بر اصل استقلال در گرفتن تصمیم و اصل آزادی درانتخاب نوع تصمیم ، در تاریخ کهن ایران ریشه دارد و توسط ایرانیان به جهانیان ارائه شده است .بنی صدر در کتاب خود "استقلال و آزادی " که در آبان ماه 1399 انتشار داد، درزمینه ریشه داشتن اصل موازنه عدمی در تاریخ ایران و قدمت این اصل می نویسد:

   "موازنه عدمی که مصدق آن را موازنه منفی و یا توازن منفی می خواند، پیش از او، راهنمای سیاست خارجی میرزا موسی و میرزا ابوالقاسم فراهانی و میرزا تقی خان امیر کبیر بوده است. نظریه مصدق در باره رابطه مسلط – زیر سلطه را پیش از این تشریح کرده ام .امر واقع اینکه در دوران نهضت ملی ایران و از کودتای 28 مرداد 1332 بدینسو، مصدق استقلال و آزادی را از یکدیگر جدایی ناپذیر دانسته و بر زبان و قلم آورده است. او استقلال را هم وضعیت نه مسلط نه زیرسلطه و هم اصل راهنمای دموکراسی، بنابراین، از اصل دیگری که آزادی است، جدایی ناپذیر، می دانسته است: از دید او، در حاکمیت ملت، هیچ دولت خارجی شریک نیست. این تعریف از استقلال، از آزادی بمعنای، در درون کشور، هیچ نهاد و سازمان و گروه و شخصی شریک حاکمیت مردم نیست، جدایی ناپذیر است. از منظر رابطه ها که مجموعه ها (جامعه های ملی) بایکدیگر برقرار می کنند، در نظامهای اجتماعی نگریستن و نظام اجتماعی را وقتی در روابط قوا با جامعه های دیگر نیست، یعنی به جامعه های دیگر در رابطه نه مسلط نه زیر سلطه است، فردوسی در شاهنامه خود تشریح کرده است."

 

جدا ناپذیری اصول استقلال و آزادی

بنی صدر اصل استقلال و آزادی را بر میزان عدالت را همچون مصدق از هم جدایی ناپذیر می دانست و قائل به تقدم و تاخر اصول نبود و اتفاقا این تقدم و تاخر قائل شدنها را یکی از دلایل عملی نشدن آنها و بفراموشی سپردن شدن آنها و وسیله دست استبداد شدن اصول برای جلوگیری از تحقق آنها می دانست. وی در دوکتاب بیان استقلال و آزادی وبویژه کتاب استقلال وآزادی به تعاریف استقلال وآزادی از ابتدای تاریخ از اوستا گرفته تا به امروز و تشریح معنای اختیار و استقلال در نزد ابن سینا و ملاصدرا تا تعریف ها و کاربردهای استقلال و آزادی در امروز زندگی ملی جامعه ایران پرداخته است.

 

پایداری بنی صدر بر حفظ تمامیت ارضی کشور و باور وی به جمهوریت

حفظ تمامیت ارضی ایران و دور نگهداشتن وطن از هر گزند و حمله خارجی و دخالت مستقیم و غیر مستقیم قدرتهای بیگانه در امور داخلی که حق حاکمیت ملی است و نیز مخالفت با هر گونه ذهنیت و اقدام تجزیه طلبانه، روش سیاسی و هدف سیاسی بنی صدر را تشکیل می داد.

وی به جمهوریت بعنوان شکل مناسب سازماندهی سیاسی برای ایران اعتقاد داشت و خود نخستین رئیس جمهوری تاریخ ایران شد و با رای بیش از 73 درصد مردم ایران در بهار انقلاب در انتخاباتی آزاد بعنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران انتخاب شد.و تا آخرین لحظه عمر به عهدش با مردم برای تعهدی که به اهداف انقلاب و حافظ حقوق مردم ایران بودن در نظر و عمل وفادار ماند.

شهادت وفاداریش را به خاک وطن و تمامیت ارضی ایران در تلاشش در دوران فرماندهی کل قوا و جانفشانی و تدبیر وی در واداشتن صدام حسین به قبول صلح و پرداخت غرامت از طرف عراق و عربستان میتوان روئیت کرد صلحی که استبدادیان آنرا بر نتابیدند و از حضور هیئت مذاکره کننده صلح در ایران ممانعت به عمل آوردند و با کودتا علیه منتخب مردم نگذاشتند این کوشش به ثمر رسد .چرا که قدرت طلبان به ادامه جنگ و طولانی کردن آن جهت استقرار استبداد مورد نظرخود سخت نیازمند بودند . بی دلیل نبود که استبدادیان هم علیه حکومت ملی دکتر مصدق و هم علیه حکومت مردمی بنی صدر همواره با کمک قدرتهای خارجی دست به کودتا زدند.

 

باورمندی بنی صدر در عین اعتقاد به بی طرفی بنیاد سیاسی نسبت به بنیاد های  مرامی و دینی

وی مردی باورمند بود و به دین اسلام اعتقاد داشت . اما دین وی همانند اسلام دکتر مصدق نه با ایرانیت وی در تضاد بود و نه با برداشتها و قرائتهای سلطه طلبانه و متحجر و ضد رشد و دانش هم سنخ بود .اسلامی که وی بدان باورمند بود ، بیان استقلال و آزادی و حقومند بودن همه انسانها و یاد آور حقوق ذاتی همه انسانها است.وی درکتاب 618 صفحه ای بیان استقلال و آزادی در صفحه 390 در پاسخ به این پرسش که آیا نمی توان گفت که پیدایش جامعه های استبداد زده در میان مسلمانان ، نتیجه طبیعی اجرای احکام قران بوده است می نویسد:" آنها که با بکار بردن منطق صورت بین و در مقام توجیه موضع خویش ،تاریخ را یک تاریخ بیشتر نمی دانند، متن (=قران ) را نیز ، به مثابه بیان آزادی نمی شناسند،از دید آنها یک تاریخ بیشتر وجود ندارد وآنهم تاریخ استبداد درجمعه های مسلمان است.اما شرق یک تاریخ ندارد ، دو تاریخ دارد: تاریخ اندیشه آزادی وجامعه های آزاد و تاریخ اندیشه توجیه گر قدرت و جامعه های استبداد زده. عقل توجیه گری که یک تاریخ رابیشتر نمی شناسد ،از این واقعیت آگاه نیست که قدیمی ترین مردمسالاریها در سرزمینهای ما استقرار جسته اند. توجه به اصل ذاتی بودن حقوق و کرامت آدمی ، نخست از شرق است که بر می خیزد و در دوران رنسانس به غرب نفوذ می کند. در این سرزمینها، به ویژه در منطقه تمدنی بین النهرین است که کوششهای مداوم برای بازیابی و بازسازی مردم سالاریها بر اصل مشارکت به عمل آمده اند و سلسله پیامبری که با ابراهیم (ع) آغاز می شود ،تا اصل توحید یا عوامل مدنی را که ناسازگار با جبر و سازگار با استقلال و آزادی آموزش دهد،در این تاریخ و جغرافیا ریشه زده است و از آن زمان تا این زمان مبارزه برای استقلال و آزادی انسان ،یک امر واقع مستمر است."

 

باورمندی بنی صدر به تعمیم امامت وهمگانی بودن حق رهبری

بنی صدر با تکیه بر درکش از قرآن بر اصل توحید و با تکیه بر آیه12 سوره یس "وکل شیئ احصیناه فی امام مبین " که در هر شی امامی مبین را احصا کرده ایم ، و با تکیه بر آیه 272 سوره بقره که می فرماید "وظیفه هدایت مردم بر عهده پیامبر نیست، زیرا خداوند هر کس را که بخواهد رهبری میکند" و نیز تکیه بر این امر که هدایت خداوندی به کافر و مسلمان داده شده است در تقابل با قرائتهای غیر واقعی از نص قرآن استبداد ولایت و رهبری یک فقیه را بر مردم تحمیل کرده اند ،تاکید می کرد که در خلقت اصل بر تعمیم امامت است چرا که هر پدیده ای و هر جانداری دارای قوه رهبری است . از اینرو نیز رهبری در یک فرد بعنوان "رهبر" خلاصه نمی شود .  وی در کتابهای مختلف خود تاکید کرده است که پیامبری و بعثت به این پیامبری ، آنهم در همه قرون وقتی معنی پیدا می کند که انسانها همه صاحب استعداد رهبری باشند. هر انسانی امام خلق می شود بدین معنی است که استعدادها از جمله استعداد اندیشه راهنما ساختن و پذیرفتن را ذاتا از بدو حیات و حتی قبل از اینکه دین و یا مرامی را انتخاب کند با خود دارد.همه انسانها استعداد رهبری دارند و به یمن اندیشه راهنما فعالیتهای خود را سامان میدهند و از اینرو است که مسئول پندار و گفتار و کردارخود  نیزمی باشند.در نتیجه انسان برخوردار از استقلال و آزادی و حقوق است .پیامبری و بعثت بدان یاد آوری این داشته ها و ارائه روش بکار بردن آنها است تا انسانها رشد کنند.امام انسانی است که خویشتن را به روش ساخته است.هر گاه قرار باشد انسانها این داشته را یعنی حق رهبری ذاتی را نداشته باشند، پیامبری بی محل می شود.

وی در کتاب تعمیم امامت و نیز دو جلد رهبری در مرد مسالاری ویژه گیهای این رهبری ذاتی فردی و نیز لزوم رهبری جمعی جامعه با تکیه بر شورا را که بر مبنی حق رهبری ذاتی انسانها شکل می گیرد را یاد آور شده و دموکراسی شورایی را تبیین کرده است.وی در کتاب توتالیتاریسم و نیزدر بحث ارکان لائیسیته جدایی و یا بهتر و دقیق تر بگوییم  بی طرفی دولت نسبت به دینها و مرامها را تبیین می کند. لائیسیته خود یک ایدئولژی و دگماتیسم نیست که بوسیله آن بتوان حق بارومندی به دین و مرام را از انسانها سلب کرد . بل لزوم بی طرفی دولت به معنای مجموعه هر سه قوه  نسبت به همه مرامها و ادیان است و این بی طرفی به معنای ایجاد فضای آزاد برای باورمندان هر مرام و دینی است نه محرومیت آنها از فعالیت بر اساس باور خود. والبته در لائیسیته مورد نظر او دولت جز حقوق هیچ مرامی نبایستی داشته باشد و گرنه دولت بی طرفی خود را از دست میدهد و دولت دارای مرام وایدئولوژی خود مانع استقلال و آزادی انسانها در بکار بردن مرام خود می شود.از اینرو ما بین بنیادهای سیاسی( مجموعه سه قوه ) و بنیاد های دینی و مرامی هیچ گونه سلطه و انحصار طلبی نباید ایجاد گردد.

به زعم بنی صدر قدرت برای اینکه بوجود آید یکی باید آنرا داشته باشد و دیگران نه ! آزادی را اما همگان می توانند داشته باشند.بیکران آزادی وقتی تحقق می یابد که همگان از چنین فضایی برخوردار باشند.لذا در دوران ریاست جمهوریش در مقابل وسوسه قدرت ایستاد و به پیشنهاد خمینی که قصد داشت جاده استبداد دینی خود را توسط سلب آزادی و سرکوب احزاب و گروهها توسط بنی صدر هموار سازد ، نپذیرفت و قاطعانه "نه" گفت. خمینی به بنی صدر پیشنهاد کرده بود تا به نفی و محکوم کردن 8 سازمان سیاسی بپردازد و ما به ازای آن در مقام ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا بماند و در انتخاب نخست وزیر و وزرا اختیار مطلق داشته باشد. بنی صدر نیزکه به آزادی و استقلال انسانها و پلورالیسم نظری در ایران اعتقاد راسخ داشت، قاطعانه در پاسخ گفت :" من برای مقام رئیس جمهور نشدم ،برای متحقق کردن اهداف انقلاب قبول مسئولیت کردم." و اینگونه بود که خمینی کودتا علیه منتخب آزاد ملت را به انجام رساند.و وی برای افشای روابط ارگانیک خمینسیم و ریگانیسم هجرت را دی پیش گرفت و اولین جمله ای کهدر اولین مصاحبه بعد از هجرتش  بر زبان راند این بود:آمده ام تا روابط ارگانیک خمینیسم و ریگانیسم را افشا کنم .

 

افشای روابط ارگانیک بین خمینسم و ریگانیسم و هرگونه زدو بند پنهان و آشکار نظام ولایت فقیه با قدرتهای بیگانه

 

بنی صدر دردو جلد کتاب «آمریکا و انقلاب» و «از گروگانگیری تا اکتبر سوپرایز» عوامل و دلایل پیوندهای ارگانیک خمینیسم با ریگانیسم را گرد آورده و در جلد سوم، «ایران گیت»، را به بر شماری سیر تحول سیاست آمریکا در ایران اختصاص داده است و در کتاب توطئه آیت الله ها نیز بر افشای این زد و بند و کودتا علیه رای مردم  پرداخته است.

 

وی در کتاب ایران گیت می نویسد :کامل کردن تحقیق دربارة ماجرای ایران گیت را بطور مستمر پی گرفته ام: در جهانی که دیوارهای استبدادها فرو می ریزند، ریگانیسم روی به زوال می‌نهد و جهان با عصری وداع می‌گوید تا عصر جدید را آغاز کند، استبداد فراگیر ایران گیتی ها چگونه می‌تواند پیوندهای خویش را با قدرت مسلطی حفظ کند و بر جا بماند؟ بنابراین، بهتر تحقیق در این باره، پی گرفتن سیر تحول رژیم از انقلابی به ضد انقلابی (تغییر طبیعت) و از رژیم استبدادی دست نشانده تا سقوط استبداد فراگیر دست نشانده است.

و ازاین کوشش مدام تا آخرین لحظات عمر پربارش دست نکشید و در اوج بیماریش(عکس ذیل ) با دست خود سه بیانیه را نگاشت و بیانیه آخر را بیان کرد و آقای مهران مصطفوی برشته تحریر در آوردند که محتوای هر یک گزارشگر عمق دانش سیاسی وی و جهانبینی ژرف وی است و در کار اتمام پاورقی های آخرین کتاب خود "خشونت زدایی " بود.

اخرین باینه های ابوالحسن بنی صدر در سال 1400بترتیب عبارتند از:

 
بیانیۀ ابوالحسن بنی صدر به مناسبت شکست علی خامنه ای نزد افکار عمومی ایران و جهان
 در۲۹ خرداد۱۴۰۰

پیام آقای ابوالحسن بنی صدر به ملت ایران بمناسبت خیزش مردم خوزستان

۱مرداد ۱۴۰۰
پیام آقای بنی صدر به مناسبت فروپاشی حکومت افغانستان
۲۷مرداد ۱۴۰۰
پیام ابوالحسن بنی صدر: پنجشیر و پنجشیریان نمادهای مقاومت در وجدان جهانیان

۲۱شهریور۱۴۰۰


 banisadr bayanieh 190620212

 

تا بدینجا مشاهده می گردد که زندگی وی و منش و اهداف وی در چهار بعد سیاسی / اقتصادی / اجتماعی و فرهنگی  امرهای واقع مستمری بوده است که  به ترتیبی خود جوش  خود زبان می گشایند و واقعیت را همانسان که واقع شده است گزارش می کنند.و خود گزارشگر دقیق تاریخ معاصر ایران و آنچه بر وطن و مردم آن روا رفته است می باشد.

 

در وضعیت سنجی آینده به ادامه بررسی اصول اندیشه بنی صدر می پردازم